معلمان و شبانان ما در مسیر آموزش آیه به آیه کتاب مقدس نقش بسیار مهمی در هدایت روحانی و رشد ایمانی جامعه دارند. آنها با تعهد و دقت، کلام خدا را به شکل عمیق و قابل فهم تعلیم میدهند و تلاش میکنند حقیقت کتاب مقدس را بدون تحریف به قلب شنوندگان منتقل کنند. همکاری میان معلمان و شبانان باعث میشود آموزشها منسجم، هدفمند و بر اساس نیازهای روحانی افراد شکل بگیرد. آنان با دعا، مطالعه و تحقیق مداوم، خود را برای خدمت آماده نگه میدارند تا بتوانند پاسخگوی پرسشهای ایمانی باشند. این خدمت مشترک به تقویت ایمان نوایمانان و تثبیت ایمانداران در مسیر حقیقت کمک میکند. معلمان در بخش آموزشی و تبیینی نقش پررنگی دارند و شبانان بیشتر بر هدایت، مراقبت و حمایت روحانی تمرکز میکنند. هر دو در کنار هم بدن مسیح را در رشد و بلوغ روحانی یاری میدهند. هدف اصلی آنان نه انتقال صرف اطلاعات بلکه ایجاد تغییر در زندگی افراد از طریق کلام خداست. این همکاری باعث میشود کلیسا در شناخت عمیقتر حقیقت و زندگی مطابق با آن رشد کند. در نهایت خدمت مشترک آنان موجب گسترش محبت، وحدت و درک درست از پیام انجیل در میان ایمانداران میشود.
پروفسور و شبان تام اِکمَن
خلاصه زندگی من
مدت کوتاهی پس از اینکه ایمان آوردم، در خودم اشتیاق شدیدی برای مطالعهٔ کلام خدا پیدا کردم و این اشتیاق در طول سالها بیشتر و بیشتر شد. حدود پانزده سال بعد، پس از تحصیل در کالج کتابمقدس و گرفتن دو مدرک از مدرسهٔ الهیات، سرانجام در قلبم چیزی را درک کردم که تا آن زمان فقط مفهومی در ذهنم بود: فیض. از آن زمان به بعد، اشتیاق اصلی زندگیام این بوده که به دیگران کمک کنم آنچه را که خودم از طریق «مدرسهٔ تجربههای سخت زندگی» یاد گرفتم، درک کنند. چیزی که در سالهای ابتدایی نمیدانستم این بود که این اشتیاق به کلام خدا و فیض، مرا در مسیری قرار خواهد داد. مسیری که باعث شد نقشهای مختلفی را بر عهده بگیرم و به جاهای گوناگونی بروم. در طول سالها به عنوان معلم کتابمقدس، شبان، استاد، رهبر کلیسا و تسهیلگر گروههای کوچک شاگردسازی خدمت کردهام. در چند سال گذشته، بهطور فعال در آموزش و شاگردسازی، چه در سطح محلی و چه در نقاط مختلف جهان، مشارکت داشتهام. هدف من همیشه این بوده که توضیح دهم کتابمقدس واقعاً از آنچه میگوید چه منظوری دارد، تا مردم در اعتمادشان به خدا و تجربهٔ فیض او رشد کنند. دیدهام که بسیاری از مسیحیان از احساس «گیر افتادن» یا «شکستخوردگی» به لذت داشتن رابطهای با یک پدر مهربان رسیدهاند؛ فقط به این دلیل که متوجه شدهاند کتابمقدس واقعاً محبت و پذیرش او را تعلیم میدهد. در سطح محلی، اخیراً به عنوان شبان و رهبر کلیسا خدمت کردهام و اکنون بهطور فعال در خدمت شاگردسازی در کلیسای خود مشغول هستم. در سطح بینالمللی، تا سال ۲۰۲۰ ــ «وقتی همهچیز تغییر کرد» ــ دستکم سالی یک بار به روسیه سفر میکردم و برای شبانان و رهبران کالواری چپل کنفرانسهای کتابمقدسی برگزار میکردم. همچنین چندین سال است که برای شبانان و رهبران در هندوراس کلاسهای تفسیر و تعلیم کتابمقدس برگزار میکنم. اخیراً، خدا مسیری را برای خدمت آموزشی با مؤسسهٔ کتابمقدسی کالواری پرشیا در یکی از کشورها باز کرده است؛ در این کشور پناهندگان فارسیزبان زیادی هستند که نوایمانند و آشنایی محدودی با کتابمقدس دارند. بهخاطر چیزهایی که در زندگی تجربه کردهاند، درک فیض برای آنان دشوارتر است. فرصتی به من داده شده تا در زندگی آنان سرمایهگذاری کنم. و در همینجا مایلم از شما درخواست کمک کنم تا برای این خدمت، پشتیبانی مالی فراهم شود. میخواهم با تعلیم حقیقت کلام خدا و فیض او، رهبران خادم فارسیزبان را پرورش دهم. اگر با چشمانداز من همراه هستید، آیا کمک میکنید بتوانم زمان بیشتری را به این خدمت اختصاص دهم؟
شبان و معلم بیل تِیلور
خلاصه زندگی من
من در دوران کودکی، آگاهانه عیسی مسیح را بهعنوان نجاتدهنده شخصی خود پذیرفتم. اما در ۱۷ سالگی، هنگامی که با واقعیتهای زندگی پیش رویم روبهرو شدم، خود را با احساس قدردانی و بدهکاری نسبت به آنچه خداوند برای من انجام داده بود، کاملاً به او سپردم. من در یک کلیسا رشد کردم، اما در پنج سال بعد، همراه با چند جوان دیگر، تحت شاگردسازی یک ایماندار باتجربه قرار گرفتم. او ما را تشویق میکرد تا رؤیای مطرحشده در دوم تیموتائوس ۲:۲ را به عمل درآوریم و با پرسشهای کاربردی و چالشبرانگیز، طرز فکر ما را گسترش میداد. تأثیر این دوره بر زندگی من بسیار عمیق بود. این تجربه آغازگر خدمت من در شاگردسازی دیگران و کمک به راهاندازی «کلیساهای خانگی» شد؛ ابتدا در دانشگاهی که از آن فارغالتحصیل شدم، سپس در دوران خدمتم در ارتش و زمانی که در آلمان مستقر بودم، و بعد از آن در نقاط مختلفی از ایالات متحده. در این میان، یک سال را بهعنوان عضو یک تیم سیار با یک سازمان مسیحی سپری کردم. این تجربه نیز تأثیر عمیقی بر زندگی من گذاشت؛ زیرا در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق، خاورمیانه و هند سفر کردیم. بهویژه در زمینه دعا برای تحقق این رؤیا، درسهای ارزشمندی آموختم. در سالهای بعد، درهای تازهای برای من گشوده شد تا در آموزش و تجهیز دیگران در جنوب روسیه، قزاقستان، جمهوری آذربایجان و اکنون در گرجستان خدمت کنم. امروز نیز در کنار ایمانداران ایرانیِ نوایمان و در حال رشد، تلاش میکنم تا آنان نیز این رؤیا را پذیرفته و برای جلال خدا آن را به نسلهای بعد منتقل کنند.