منظور عیسی از «باید از نو متولد شوید» چه بود؟
نیقودیموس شبهنگام نزد عیسی آمد. یوحنا این را بهروشنی میگوید، و او بهندرت بیدلیل به وقت روز اشاره میکند. مردی از اعضای شورای حاکم — کسی که آبرویی برای حفظ کردن داشت — در پوشش تاریکی آمد و تعارفی سنجیده بر زبان آورد: «ای استاد، میدانیم که تو معلمی هستی که از جانب خدا آمدهای.»
عیسی این ادب را پاسخ نمیدهد. او به پرسشی جواب میدهد که نیقودیموس هرگز نپرسیده بود: «آمین، آمین، به تو میگویم، تا کسی از نو متولد نشود، نمیتواند پادشاهی خدا را ببیند.»
تولد، نه تعمیر
ارزش دارد لحظهای بر عجیب بودن این سخن درنگ کنیم. نیقودیموس تمام عمر خود را در پیگیری منضبط پارسایی گذرانده بود. اگر قرار بود کسی با کوشش خود جایی در پادشاهی به دست آورد، او بود. و عیسی به او میگوید که کوشش اساساً مقولهٔ نادرستی است.
هیچکس تولد خود را ترتیب نمیدهد. کسی در آن سهمی ندارد، برایش آماده نمیشود، و بختِ آن را افزایش نمیدهد. تولد چیزی است که بر سرِ تو میآید، کاملاً از بیرون، پیش از آنکه در موقعیتی برای کمک باشی. و دقیقاً همین نکته است. عیسی از نیقودیموس نمیخواهد در مذهبی بودن بیشتر بکوشد. به او میگوید که باید از سرچشمهای بیرون از خود، از نو آغاز کند.
«آنچه از جسم مولود شده است جسم است، و آنچه از روح مولود شده است روح است.»
چرا نیقودیموس درنمییابد
او سخن را تحتاللفظی میگیرد — «آیا انسان میتواند بار دیگر به رحم مادر بازگردد؟» — و آسان است که این پرسش را کندذهنی بخوانیم. اما او نادان نیست؛ صادق است. او دقیقاً دریافته که این خواسته چقدر ناممکن است. اگر تولدی تازه لازم باشد و هیچکس نتواند خود را بزاید، پس چه کسی میتواند نجات یابد؟
عیسی میگذارد این ناممکنی لحظهای بر جای بماند و سپس پاسخش میدهد: «باد هرجا که بخواهد میوزد… چنین است هر که از روح مولود شود.» در زبان یونانی یک واژه هم به معنای باد است و هم روح. باد را نمیتوان فرمان داد. نمیتوان ساخت. اما میتوان وزیدنش را حس کرد و آنچه را لمس کرده است دید.
گفتگو به کجا میرسد
چند آیه بعد جملهای میآید که بیشتر مردم از بر دارند: «زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانهٔ خود را داد.» معمولاً آن را تنها نقل میکنیم، اما این پاسخ ناامیدی نیقودیموس است. چگونه انسان میتواند از نو متولد شود، وقتی خود را نمیتواند بزاید؟ نمیتواند. پس خدا میبخشد. تولد تازه دستاوردی برای رسیدن نیست، بخششی است برای پذیرفتن.
و از همین روست که این حقیقتاً خبر خوش است، نه صرفاً پند نیکو. پند میگوید چه باید بکنی. خبر میگوید چه انجام شده است.
پرسشهایی برای تأمل
- کجا هنوز زندگی مسیحی را بهجای بخشش، خودسازی میبینم؟
- نیقودیموس شبانه آمد، از قضاوت دیگران هراسان. معادل آن در زندگی من چیست؟
- یوحنا باب ۳ را یکجا بخوانید. عیسی بر چه چیزی تأکید میکند که ما معمولاً از آن میگذریم؟